آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان
|
رنگين كمون
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی* باقلم نقش حبابی برلب دریا کشید
رفتی نیامدی و سفر دلفریب شد نا آشنای کوچه پشتی رقیب شد تاریخ آشنایی ما را بهم زدند تقویم روی میز تو با من قریب شد دل را به جرم پرسه زدن دار می زنم میرم ترین نگاه تو بهم صلیب شد آن جمعه ها که نبودی به نام عشق فالی گرفتم آیه ی امن یجیب شد یادش بخیر لحظه ی آخر سبد سبد
گل بود و خنده بود و نگاهت که سیب شد
![]() |
|||||||||||||||||
![]() |